سکوت خیال

خرید بک لینک

آخرین مطالب

امکانات وب

+زشته اومدیم بیرون -چرا؟ + اونا فکر میکنن ما به هم علاقه داریم - نداریم ؟ +معلومه که نه - اره تو از من متنفری؟!!! + شک نکن - اولین باره که برق تنفرو تو چشمای کسی اینقدر جذاب و فریبنده میبینم.. + شاعر شدی؟ - بهم قول بده همیشه همین حس و همین برقو برای من تو چشمات داشته باشی با هر اسمی که خودت میذاری روش + یعنی میگی همیشه ازت متنفر باشم؟ - تنفر؟! امروز فرفر قشنگمو دیدم عزیزترین و شیرین ترین بچه ای که تو زندگیم بوده یکشنبه میرم دانشگاه دنبال کارای فارغ التحصیلی و دیدن دوستان جان و رفتن به کافه نگاز محبوبمون انروز یکی بهم پیشنهاد یه جور کاری داد خودم بهش فکر کرد سکوت خیال...

ما را در سایت سکوت خیال دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 33 تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 4:30

امروز صبح قراربود برم دانشگاه از دیروز غروب حالم بد بود نمیدونستم چمه یهو نفسم بند میومد انگار معده مچاله میشد صبح پاشدم باحال بد رفتم تو راه هی حالم بدترشد انگار همه وجودم میخاست بالا بیاد یه جور عجیب غربیه حالم طاقت نیاورد و تو رودبار پیاده شدم رفتم یکی از این مغازه های زیتون فروشی کارت کشیدم پول بده بهم دیگه انثدر صاحبش تعارف کرد کلی ریتون بهم داد گفت بیا سوغات ببر اگه ماشین گیرت نیومد نگو این همه راه بیان دنبالت بیامن میبرمت انقدر تو چشام عجز بود همه فهمیده بودن یه مشکلی دارم تو گلوم یه بغض گنده بود چشام پراشک ماشینم نبود همش شخصیی...باهمون حال بد سکوت خیال...

ما را در سایت سکوت خیال دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 43 تاريخ: چهارشنبه 5 آبان 1395 ساعت: 4:30

صفحه بندی